مردي براي اصلاح سر و صورتش به آرايشگاه رفت در بين کار گفت و گوي جالبي بين آنها در گرفت.آنها در مورد مطالب مختلفي صحبت کردندوقتي به موضوع خدا رسيدآرايشگر گفت: من باور نمي کنم که خدا
وجود دارد.مشتري پرسيد: چرا باور نمي کني؟آرايشگر جواب داد: کافيست به خيابان بروي تا ببيني چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت اين
همه مريض مي شدند؟ بچه هاي بي سرپرس
برچسب:
نویسنده: آرین حیدری
تاريخ: پنجشنبه
13 ارديبهشت
1397 ساعت: 12:58